تبليغاتX
موسيقي

 

 

از آنجایی که سینما هنری جامع است و از بسیاری فنون و هنرها ی دیگر وام می گیرد طبعا در قیاس با هنرهای دیگر کیفیت و شکوه متفاوتی دارد و هر یک از هنرهای دیگر که در شکل گیری آن همکاری دارند خلاقیت هایشان باید به نوعی با یک پارچگی با مجموعه اثر برسد. این امر یک وجه متمایز و مهم در تصنیف موسیقی به طور عام و تصنیف موسیقی برای فیلم است.اما آنچه به عنوان یک تعریف از موسیقی فیلم نزد افرادی که آشنایی بیشتر با سینما دارند وجود دارد که با مخاطبین عادی سینما متمایز است.

 در حقیقت آنچه زیر پوسته فیلم جریان دارد و به صورت موسیقی در آن لایه ها فعالیت می کند در گوش ایشان کمتر شنیده می شود. با نگاهی به ظهور موسیقی در سینما می توان به نحوی عمیق تر به جایگاه و تاثیر موسیقی در سینما پی برد.
اولین مورد شناخته شده در استفاده از موسیقی در سینما به دسامبر سال 1895 باز می گردد. فیلم «برادران لومیر» در کافه ای در شهر پاریس با همراهی پیانو به نمایش درآمد. در واقع این موسیقی وجه بیانی فیلمی است که گفتار ندارد. در این موقعیت موسیقی باید نهایت ظرفیت خودش را نشان دهد. اواخر دهه 1920 و با به صحنه آمدن سینمای ناطق تا مدتی جایگاه موسیقی در شرایطی ابهام آمیز قرار گرفت تا اینکه پس از مدتی نه چندان طولانی، موسیقی توانست جایگاه واقعی خودش را در فیلم به دست آورد و آنچه که نمی توان با کلام بیان کرد به نحوی تاثیر گذارتربه مخاطب منتقل کرد.
بدیهی است عواملی که در ساخت موسیقی فیلم به کار گرفته می شوند همان عواملی هستند که در تصنیف یا هر نوع موسیقی مورد استفاده قرار می گیرند. این ارکان را می توان به صورت نغمه، ملودی، ریتم، هارمونی(اصوات هم زمان یا هم نوا)، ارکستراسیون عنوان کرد. اما این عوامل باید با شرایط داستان و ریتم حرکت فیلم منطبق باشد.
اما اینکه کدام موسیقی متن عیار بیشتری دارد یا بهتر است؟ قضاوت در این خصوص ساده نیست چون حیات موسیقی فیلم متصل به فیلم و فیلمنامه و به طور کلی مجموعه ای است که برای آن خلق شده است. در آثار موسیقی یک نفر با تمام توانش بدون محدودیت یا هیچ ایده ای خارج از خودش اثری را به صورت مستقل می نویسد در حالی که در ساخت موسیقی برای فیلم چنین نیست و آهنگساز با نظر خودش در چارچوب یک موضوع و تصاویری خاص اثری را به وجود می آورد. مقایسه این اثر با موسیقی فیلمی دیگر میسر و معمول نیست مگر اینکه چند نفر بر روی موسیقی یک فیلم کار کنند و آنگاه آنها با هم مقایسه شوند. پرسش دیگر اینکه آیا هیچگاه یک موسیقی بسیار ارزشمند و حساب شده می تواند یک فیلم ضعیف را نجات دهد و برعکس آیا فیلم های شاخص توانسته اند موسیقی خودشان را خوب معرفی کنند.
البته اصولی را در قضاوت و نقد می شود در نظر گرفت ولی
در مورد سابقه حضور و استفاده از موسیقی در سینمای ایران ابتدا در سال 1900 میلادی ناصرالدین شاه در سفر به فرانسه سینما توگراف را می بیند و خوشش می آید و میرزا ابراهیم خان عکاس باشی را می فرستد و دستگاه را خریداری می کند و با آن دستگاه از یک کارناوال هم فیلم می گیرد که به آن می توان اولین فیلمبردار ایرانی اتلاق کرد.
در واقع این دستگاه در 1279 هجری شمسی به ایران می رسد و چند سال بعد هم از آن برای نمایش عمومی استفاده می شود. اولین فیلم را احد مرادی در سال 1308 در بندر انزلی ساخت. (حاجی آقا آکتور سینما اولین فیلم سینمای ایران در سال 1311 ساخته آوانس اوهانیان است)
در واقع پیشگام در سینمای ناطق ایرانی عبدالحسین سپنتاست. فیلم دختر لر که در سال 1312 در تهران بر روی پرده رفت، نخستین فیلم او و سینمای ایران بود. این فیلم در کمپانی امپریال فیلم بمبئی تهیه شده بود. موسیقی به معنای موسیقی متن نداشت و بیشتر در مورد پیشرفت های ایران بود. این فیلم 5 سال بعد از دومین فیلم ناطق محصول سال 1928 به نام چراغ های نیویورک به نمایش در آمد. البته سپنتا فیلم های دیگری از جمله «فردوسی»، «شیرین و فرهاد» را نیز ساخت که در فیلم اخیر مکالمات به صورت ترانه و در واقع فیلم موزیکال بود. چهارمین فیلم ساخته سپنتا «چشم های سیاه» بود که در هند ساخته شد و آخرین فیلم این هنرمند «لیلی و مجنون» (1315) نام داشت. پس از آن تا سال 1326 در ایران فیلمی ساخته نشد. در واقع موسیقی تا دهه چهل در سینمای ایران به صورت ترانه هایی بود که برای جلب نظر مخاطبان و تداوم اقتصاد و سینما استفاده می شد و انواعی از آثار فاخر تا نازل برای آنها ساخته شد. کم کم خود خوانندگان هم به بازیگری پرداختند. اولین فیلم ایرانی دهه های سی ساخته اسماعیل کوشان به نام «طوفان زندگی» است که موسیقی آن را اساتید روح الله خالقی و ابوالحسن صبا ساختند و ترانه های آن از رهی معیری بود. خوانندگان آن استاد غلامحسین بنان و خانم ایران علم بودند. این فیلم طی یک سال ساخته شد و سال 1327 به روی پرده رفت.
فیلم بعدی نیز به نام «زندانی امیر» (1328) از ساخته های دکتر کوشان بود و اساتید حسنعلی ملاح و مهرتاش چهار ترانه برای آن ساختند. فیلم «وارتیه بهاری» (1328) و «شرمسار» (1329) نیز در همین دوره ساخته شد و پس از مدتی موسیقی فیلم به صورت ترانه از وجوه جاذبه های اصلی فیلم های فارسی شد و در واقع موسیقی متن به مفهومی که در فیلم های مغرب زمین مطرح بود و در لایه های مختلف فیلم ها شنیده می شد برای آنها تصنیف نشده بود. جایگاه ترانه در فیلم های فارسی باعث شد از ابتدای دهه 1330 بسیاری از خوانندگان روز خودشان وارد فعالیت سینمایی شوند.
در اواخر دهه 40 دو فیلم مهم و تاثیرگذار ساخته شد که فیلم های گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی و قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی بودند. موسیقی گاو ساخته هرمز فرهت و قیصر ساخته اسفندیار منفردزاده بود.
در واقع هر یک از این فیلم ها به نوعی نه تنها بر سینمای ایران بلکه بر نحوه استفاده از موسیقی فیلم در ایران تاثیر گذاشتند. موسیقی فیلم قیصر در دیدگاه عموم برجسته تر و مقبول تر و با فرهنگ عمومی سازگار تر بود. موسیقی فیلم گاو با مجموعه فیلم متجانس و از جهت بافت موسیقایی علمی تر و غنی تر بود و در قیاس با فیلم قیصر بیشتر مورد توجه کارشناسان موسیقی و جامعه هنری قرار گرفت.
باید اذعان کرد یک موسیقی درخشان هیچگاه نتوانسته یک فیلم ضعیف را نجات دهد. برعکس بسیاری فیلم های قوی و جود داشته که به موسیقی خودش اگر از بداعت و اجرای برجسته ای نیز برخوردار نبوده اهمیت و موقعیت خاصی بخشیده است.
در حقیقت موسیقی فیلم قیصر با موسیقی منفردزاده هویت و درخشش ویژه ای پیدا کرد. استفاده از یک ساز خارج از گروه سازهای متداول که سمبل و نشانه عمیقی از نوعی خصلت جوانمردی و شخصیت ایرانی و انسانی بود، رنگ و چهره کاملا متمایزی را به فیلم بخشید و باید اذعان کرد که در موسیقی سینمای ایران تا آن زمان چنین مورد برجسته ای از جهت نفوذ موسیقی در مخاطبین ارائه نشده بود. در این اثر  نوعی هوشمندی و خلاقیت در این کار بود که شاید در ابتدا خیلی ابتدایی و آسان به نظر می رسید ولی در دنیای هنر خلاقیت های بزرگ از این دیدگاه و زاویه شکل گرفته است.
از آنجایی که موسیقی عاطفی ترین و بی واسطه ترین هنر است عوامل عمده ای برای تاثیرگذاری در حوزه موسیقی فیلم های ایرانی می تواند به طور خاص عنوان شود. در واقع سه عنصر مهم برای انعکاس یک احساس کلی در موسیقی فیلم های ایرانی قابل تشخیص است. اول خط ملودی و دوم بهره گیری از سازهای ایرانی، سوم چگونگی ترکیب و تلفیق نغمات و اصوات و سازها
در سال های اخیر در مورد موسیقی فیلم و جایگاه و کیفیت و اهمیت آن نظرات مختلفی ابراز شده است. به عنوان مثال مرتضی حنانه از موسیقی دانان و آهنگسازان برجسته فیلم معتقد بود: «موسیقی فیلم در ایران یعنی کاری که کارگردان خوشش بیاید. چون قضاوت های او مطرح است و می تواند اثری را از قوه به فعل درآورد.»
در گذشته بسیاری از سازندگان موسیقی فیلم موسیقی را با همه اعضا ارکستر همزمان اجرا و ضبط می کردند. در حالی که امروز موسیقی در چند مرحله و هر ساز به صورت جدا اجرا و ضبط می شود و این امر اگر چه از یک سو موجب ارتقاء کیفیت اجرای ساز می شود ولی موسیقی نهایی فاقد حس مشترک نوازندگان و فراز و فرود های کمی و کیفی اجراست. بعضی معتقدند موسیقی باید حاوی ملودی یا ملودی های بدیع و به خاطر سپردنی باشد. همچنین برخی از آهنگسازان بر این عقیده اند که موسیقی هنرمعماری در زمان است و این چهارچوب فکری آهنگساز است که عیار موسیقی را تعیین می کند. در اواخر قرن نوزدهم موسیقی و ابتدا قرن بیستم که سینمای ناطق وجود نداشت. وجه بیانی سینما شد. بعد از آمدن سینمای ناطق تا مدتی موسیقی از جایگاه خود تنزل کرد ولی مجددا پس از مدتی با  وجه بیانی دیگری با تاخیری عمیق تر و با انعکاس آنچه که قابل توضیح کلامی و بیانی نبود وارد سینما شد. موسیقی متن فیلم های این دوره با بهره گیری از موسیقی توصیفی نیمه دوم دوره رمانتیک یعنی بهره گیری از لایت موتیف ها و ایده فیکس این آهنگسازان جانی تازه گرفت. بعدهاسبک های دیگری نیز از بستر هنر نقاشی آغاز و در موسیقی فیلم هم به نوعی برای بعضی از صحنه های توصیفی وارد شد.
با این حال هنوز به این سئوال که آیا موسیقی در خدمت تصویر باشد و آیا موسیقی فیلم به صورت مستقل هم باید معنی داشته باشد پاسخی روشن داده نشده است. به نظر می رسد که موسیقی فیلم در جوهره نغمگی به ویژه در فیلم هایی که سبک فیلم اجازه ارائه نغمه های مستقل و قابل به خاطر سپردن را بدهد، می تواند حائز هر دو وجه باشد.

*دکتر محمد سریر(رییس هیات مدیره خانه)

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 11:14  توسط سارا | 

 

هراز گاهي تب خواننده‌هاي جديد و جوياي نام بازار موسيقي را گرم مي‌‌كند... يك روز همه به دنبال رضا صادقي مي‌‌روند و روز ديگر صداي بنيامين آنها را شيفته خود مي‌‌كند... اما در اين بين بازار آلبوم‌هاي غيرمجاز هميشه داغ داغ بوده و هست. حضور و شهرت خواننده‌هاي نام آشنا و بي‌‌شمار از جمله محسن چاووشي، حامد هاكان و... خيلي از اهالي موسيقي را دلسرد و نگران كرد... هر چند چاووشي براي توليد آلبومش تا مرحله نهايي مجوز هم پيش ‌رفت اما در نهايت بدشانسي آلبومش به صورت غير مجاز منتشر شد. در هر حال گفتگو با خواننده‌اي كه مي‌‌خواهد پس از اين، سكرت عمل كرده و تمام توليداتش را با مجوز رسمي به دست مخاطبانش برساند براي ما جالب بود اميد آنكه اين مصاحبه شما را هم راضي كند.او به اين باور است كه اگر كارهايش به يغما نمي رفت، همه شان مجوز مي گرفت،‌اما دوستان اجازه ندادند كه چنين اتفاقي بيفتد...
    
خانواده سبز: چي شد محسن چاووشي به جمع خوانندگان پيوست؟
چاووشي: يك روز وقتي داشتم كتاب شعر مريم حيدرزاده را ورق مي‌‌زدم احساس كردم چقدر اين نوشته‌ها با روحياتم سازگار است، از آن روز به بعد مدام كلام ايشان را زمزمه مي‌‌كردم تا اينكه...
 خانواده سبز: آلبوم «نفرين» آلبوم شما بود؟
 چاووشي: بله... البته نفرين در حد يك ماكت باقي ماند...
 خانواده سبز: يعني قرار بود مجوز بگيرد و بازخواني شود؟
 چاووشي: آن كار حتي به تنظيم هم نرسيد، آن زمان وزارت ارشاد از خوانندگان ماكت كارها را تحويل مي‌‌گرفت و روي آنها مجوز صادر مي‌‌كرد كه از اقبال بد من اين آلبوم لو رفت، دست به دست چرخيد و بدون گرفتن مجوز به خانه‌ها راه پيدا كرد.
 خانواده سبز: پس به دنبال مجوز هم رفتيد؟
 چاووشي: بله، اما بعد از پخش غير مجاز ديگر مجوزش را نگرفتم، چون فايده‌اي نداشت.
 خانواده سبز: اما اين فضا خيلي هم به ضرر شما نشد!
 چاووشي: به ضررم كه نشد اما در عوض خيلي‌ها روي من حساس شدند البته وقتي فهميدند كه غير مجاز پخش شدن آلبوم كار خودم نبوده و از طرفي نفرين تنها يك ماكت بوده، كوتاه آمدند.
 خانواده سبز: فكر مي‌‌كنيد عامل اصلي موفقيت كه نه ! شهرت امروز خود را مديون چه چيز هستيد، شباهت رنگ صدا و يا غير مجاز پخش شدن كارها؟
چاووشي: نمي‌‌دانم از شما به عنوان يك مخاطب سوال مي‌‌كنم. اگر اين آلبوم مجاز منتشر مي‌‌شد، آن را تهيه مي‌‌كرديد؟ هر چند در اين صورت خيلي سريع‌تر و گسترده‌‌تر توزيع مي‌‌شد.
    خانواده سبز: در عوض كنار صدها آلبوم تازه توليد شده ديگر قرار مي‌‌گرفت؟
 چاووشي: مگر فريدون را چه كسي مي‌‌شناخت؟! حتي مني كه در زمينه موسيقي فعاليت مي‌‌كنم هم ايشان را نمي‌‌شناختم اما وقتي آلبومش وارد بازار شد از پرفروش‌ترين‌ها بود.
    خانواده سبز: به نظرتان آلبوم نفرين مجوز مي‌‌گرفت؟
    چاووشي: خيلي از تراك‌هاي نفرين مجوز داشت. من به دنبال مجوز نهايي بودم كه متاسفانه لو رفت. در ضمن خيلي از كارهايي كه امروز با داشتن مجوز منتشر مي‌‌شود هم از نظر مضمون و... شبيه نفرين است.
    خانواده سبز: تا به حال آلبوم مجوز دار هم منتشر كرديد؟
    چاووشي: نه، اما خيلي از كارهايم از جمله آلبوم «لنگه كفش» كه تمام آهنگهايش مجوز داشت تا مرحله ثبت‌نهايي هم ‌رفت اما در نهايت نه تنها به صورت غير مجاز، بلكه با كيفيت بسيار پايين پخش ‌شد. حتي تعدادي از آهنگ‌هايي كه براي دوستان ديگر ساخته بودم با صداي من به دست مردم رسيده بود.
    خانواده سبز: چرا؟! چرا بايد تمام كارهايتان بدون اطلاع شما به صورت غير مجاز منتشر شود؟
    چاووشي: اين بحث خيلي تكراري شده.
    خانواده سبز: بله، موضوعي تكراري كه متاسفانه هنوز هم تكرار مي‌‌شود.
    چاووشي: به هر حال كارها دست افراد به ظاهر معتمدي مي‌‌افتد كه شايد ناخواسته اين روند را به همراه دارد.
    خانواده سبز: چرا اكثر كارهاي محسن چاووشي سياه است و چرا شما عشق امروزي را به اين صورت وارد موسيقي كرديد؟
    چاووشي: اين حرف را قبول ندارم، چون كارهاي من سياه نبوده.
    خانواده سبز: اما سفيد و اميدوار كننده هم نيست!


    چاووشي: شايد ترانه‌هايي كه من خواندم به خصوص در آلبوم نفرين تلخ باشد اما سياه نيست و با همين آلبوم هم مخاطب زيادي جمع كردم اما امروز خيلي از آن كار راضي نيستم، چون معتقدم هيچ عاشق، سخن سخت به معشوق خود نگفت.
    خانواده سبز: يعني آن زمان با ترانه‌هايشان، موافق و هم عقيده بوديد؟
    چاووشي: حتما موافق بودم، چون تا با ترانه‌ها ارتباط حسي برقرار نكنم، نخواهم خواند، ولي امروز با گذشت چهارسال ايدئولوژي‌هايم تغيير كرده و معتقدم خواندن نفرين بزرگترين اشتباهم بوده هر چند نفريني كه حيدرزاده خيلي خوب آن را سروده بود.
    خانواده سبز: امروز چه تعريفي از عشق داريد؟
    چاووشي: اجازه دهيد در اين زمينه صحبتي نكنم.
    خانواده سبز: در اين مورد نظري نداريد يا اينكه چون با كارهايتان در تناقض است، ترجيح مي‌‌دهيد صحبت نكنيد؟
    چاووشي: درست متوجه شديد، من قبلا كارهايي را خواندم كه با حرف‌هاي امروز قابل اصلاح و جبران نيست، در واقع براي صحبت كردن در اين باره، لازم به گذشت زمان بيشتري است.
    خانواده سبز: يعني از خواندن آن ترانه‌‌ها پشيمان شديد؟
    چاووشي: امروز، با ديد ديگري به مقوله عشق نگاه مي‌‌كنم، هر چند مرز بين نفرت و عشق تنها به اندازه يك مو باريك است... اما اگر صحبتي كنم به‌طور مسلم مريم حيدرزاده هم زير سوال مي‌‌رود.
    خانواده سبز: براي اولين بار چه كسي تشخيص داد صداي خوبي براي خواندن داريد؟
    چاووشي: شايد باورتان نشود اما تا امروز هيچ‌كس چنين حرفي به من نزده، اگر خواننده شدم فقط با تشخيص خودم بود.
    خانواده سبز: مي‌‌دانيد الان چند تا محسن چاووشي داريم؟
    چاووشي: خيلي زياد. افرادي كه به نام من هر كاري از جمله مي‌‌كنند!
    خانواده سبز: شايد به اين دليل است كه مردم تصوير شما را نديده‌اند.
    چاووشي: درست است، بايد با انتشار آلبوم مجوز‌دار و چاپ عكسم به اين وضعيت پايان دهم و تا زماني‌كه اين اتفاق نيفتد، اجازه چاپ عكس‌هايم را ندارم.
    خانواده سبز: پس آلبوم جديد شما را در نوار فروشي‌هاي معتبر پيدا خواهيم كرد؟
    چاووشي: اميدوارم كه اين اتفاق بيفتد.
    خانواده سبز: اشعار اين آلبوم از چه كساني است؟
    چاووشي: رضا صفايي، امير ارجعيني، ليلا رضايي، حميدرضا رزاقي و ترانه مكرم براي ده تراك ترانه‌سرايي كردند، يك كار متفاوت با كارهاي قبلي‌ام.
    خانواده سبز: در مورد اين كار بيشتر توضيح مي‌‌دهيد؟
    چاووشي: در اين آلبوم صداي من شبيه هيچ‌كس نيست. هر چند در ابتدا، همان خواننده لس‌آنجلسي اظهار كرده بود اين دو صدا (صداي من و خودش) كاملا متفاوت بوده و هيچ شباهتي به هم ندارند اما باز هم اين تصور را در كار جديد به كلي از بين بردم، ضمن كه اين در اين آلبوم موسيقي تلفيقي ( پاپ، سنتي) كار كردم.
    خانواده سبز: چقدر با موسيقي سنتي آشنا هستيد؟
    چاووشي: خيلي كم.
    خانواده سبز: يعني دستگاه‌هاي موسيقي را هم نمي‌شناسيد؟
    چاووشي: نمي‌شناسم چون به تازگي وارد اين حيطه كاري مي‌شدم.
    خانواده سبز: پس چطور كار تلفيقي انجام مي‌‌دهيد؟
    چاووشي: به كمك دوستان سنتي‌كار، در ثاني ما فقط نت‌هاي نوشته شده را با سازهاي سنتي نواختيم.
    
    
محسن چاووشي از نگاهي ديگر
    
    متولد چه سالي هستيد؟
    چاووشي: هشتم مرداد ماه سال 1358
    در كدام شهر؟
    چاووشي: خرمشهر
    مهمترين ويژگي اخلاقي؟
    چاووشي: بسيار حساس و كمي زود رنج.
    انتخاب اشعار؟
    چاووشي: خودم انتخاب مي‌‌كنم براساس روحياتي كه داشته و دارم.
    مهم‌ترين عامل شهرت؟
    چاووشي: اجازه دهيد اين سئوال را مردم جواب دهند.
    مهم‌ترين ويژگي اهالي جنوب؟
    چاووشي: خونگرمي و مهمان‌نوازي.
    شما هم اين خصيصه‌ را داريد؟
    چاووشي: صد در صد.
    تحصيلات؟
    چاووشي: مطمئن باشيد موسيقي نخواندم...
    مگر تمام خواننده‌هاي ما موسيقي خوانده‌اند؟
    چاووشي: نمي‌‌دانم اما من حسابداري خواندم.
    چرا سوالات را تفكيك مي‌‌كنيد؟
    چاووشي: خب بايد يك طوري نشان بدهم كه متناقضم ديگه.
    امروز كه ديگر آن تناقضات را شكستيد!
    چاووشي: خب اين خودش هم يك تناقض ديگر است.
    بهترين كاري كه خوانديد؟
    چاووشي: آهاي تو كه اينهمه دوري از من و بانوي من
    معروف ‌ترين كار؟
    چاووشي: نفرين و نشكن دلمو
    دوران كودكي هم مثل الان آرام بوديد؟
    چاووشي: خيلي آرام و البته درس نخوان.
    بهترين نمره؟
    چاووشي: از درس انشاء نمره 17 گرفتم.
    بدترين سال تحصيلي؟
    چاووشي: سال پنجم ابتدايي كه از دو درس تاريخ، مدني و رياضي تجديد آوردم.
    بهترين درس؟
    چاووشي: عربي
    ورزش...
    چاووشي: پيش‌تر ورزش مي‌‌كردم اما حالا كمي تنبل شدم.
    سينما...
    چاووشي: برايم جذابيت ندارد.
    علي سنتوري...
    چاووشي: فيلمي از داريوش مهرجويي كه روي آن چهار ترانه خواندم.
    انتقاد...
    چاووشي: قبول مي‌‌كنم.
    سازنده‌ترين انتقاد؟
    چاووشي: به نفرين شد كه پذيرفتم.
    چه سازي مي‌‌نوازي؟
    چاووشي: پيانو و كيبورد.
    تا امروز چند ترانه خوانديد؟
    چاووشي: 25 يا 26 ترانه.
    موسيقي فاخر...
    چاووشي: موسيقي كه براي همگان ملموس باشد يعني همه با آن ارتباط برقرار كنند.
    يعني هر قدر موسيقي قابل لمس‌تر باشد فاخرتر هم هست؟
    چاووشي: از نظر من همينطور است.
    ممنون از اينكه با ما در اين گفتگو همراه شديد.
    چاووشي: من هم از شما تشكر مي‌‌كنم، اميدوارم روزي بتوانم يك كار فاخر تقديم اهالي موسيقي نمايم.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 10:13  توسط سارا | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 19:20  توسط سارا | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 15:20  توسط سارا | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 14:33  توسط سارا | 
تصوير گل
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 8:34  توسط سارا | 
ايرج نظافتي نويسنده كتاب ”تاريخ موسيقي كرمانشاه” در گفت‌وگويي به بررسي جايگاه موسيقي كردي پرداخت وي گفت: موسيقي مناطق كردنشين به عنوان يكي از پايه‌هاي موسيقي سنتي و رديفي ايران به حساب مي‌ايد و اغلب اهنگ‌ها و پيش‌درآمدهاي موسيقي سنتي ايران متاثر از موسيقي خطه كرد است. وي با اشاره به اينكه يكي از سرچشمه‌هاي اصلي موسيقي ايراني در مناطق كرد نشين قابل مشاهده است تصريح كرد: ساز تنبور به عنوان مادر سازهاي ايراني كه قدمتي در حدود سه تا پنج هزار سال دارد و اكثر سازهاي زهي مضرابي از اين ساز كهن مشتق شده و كمال يافته‌اند متعلق به قوم كرد و موسيقي كرد است، همچنين در اين مناطق و با وجود سازهاي اصيل در طول تاريخ هنرمندان و اساتيد متعددي خدمات ارزنده‌اي را به جامعه‌ي هنري ايران زمين انجام داده‌اند. نويسنده كتاب تاريخ موسيقي كرمانشاه با انتقاد از عملكرد متوليان فرهنگ در شناساندن و آموزش موسيقي كردي به جوانان خاطرنشان كرد: گرايش جوانان به موسيقي اصيل خود زياد است اما متاسفانه امروزه بانيان و متوليان فرهنگي هيچ گونه برنامه‌اي در هدايت جوانان به اين سمت و سوي ندارند و استادان برجسته‌ي اين رشته كه مي‌توانند در پيشرفت اين هنر نقش مهمي را ايفا كنند همگي با خانه‌نشين شده و كنج عزلت گزيده‌اند و يا به خارج از استان يا كشور مهاجرت كرده‌اند. نظافتي ديدگاه جوانان را به موسيقي به عنوان يكي از اجزاء فرهنگ اصيل و تاريخي انها بيگانه عنوان كرد و گفت: وجود و حضور پيشكسوتان و چهره‌هاي شناخته شده موسيقي مي‌تواند نقش بسيار اساسي در اين هنر ايفا كند و انها با تجارب رزنده خود هم هادي جوانان هنرجو باشند و هم مردم را به طرف شناخت فرهنگ موسيقي سوق دهند. وي همچنين در خاتمه اجراي كنسرت موسيقي كردي در مناطق مختلف و توجه بيشتر مسئولين و متوليان فرهنگ به مقوله موسيقي را از مهمترين عوامل رشد موسيقي در مناطق كرد دانست. گفتني است: ايرج نظافتي هم اكنون نيز در حال جمع‌اوري جلد دوم اين كتاب و همچنين كتاب ”گذري بر موسيقي در استان كردستان” مي‌باشد
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 19:3  توسط سارا | 
موسيقي يک نياز فيزيولوژيک ، روحي ، جسمي ، احساسي ، اجتماعي و رواني انسان است و از اين طريق انسان به يک آرامش خاطر وصف ناپذيري دست مي يابد .

همان گونه که انسان بايستي به نياز هاي اصلي و اساسي خود از قبيل : گرسنگي ، تشنگي و ... پاسخي مطلوب و معقول بدهد ، براي روح خود نيز بايد آرامش خاطري قابل توجه پيدا کند . به زعم بسياري از روان شناسان و روان پزشکان موسيقي مي تواند تأمين کننده اين نياز روحي انسان باشد . موسيقي تاثيرات فراواني را در روح و عناصر ذهني و احساسي انسان بجا مي گذارد .

موسيقي قوه تخيل ، حافظه ، احساس و ادراک آدمي را به گونه اي کاملأ شگرف تحت تأثير خويش قرار مي دهد . موسيقي با احساس و عاطفه انسان به گونه اي تنگاتنگ ارتباط معنوي خاصي برقرار مي سازد و انسان به اعماق وجود خويش و به گذشته ها و آينده هاي دور مي رود .

از سويي ديگر موسيقي يک فرايند اجتماعي را جاري مي کند و هميشه عده اي از گونه هاي مختلف آدمي را به گرد هم جمع ميکند ، با نگرشي به اطراف خويش و به آناني که به نحوي در امر موسيقي فعال هستند ، مي توانيم به سادگي و به وضوح تمام به اين امر دست بيابيم .

انسانهايي از اقشار مختلف جامعه با توجه به علائق و سليقه هاي متفاوت و در عين حال مشترک خويش پاي بند به يک نوع موسيقي خاص مي شوند و اين همبستگي گاهي فراتر از يک قشر محدود شده و به گستره اي از جامعه و حتي به ساير ملل و کشورها توسعه و گسترش مي يابد و به نوعي وحدت و همبستگي بين انسان مبدل مي شود .

نمونه بارزي از اين فرايند را مي توان در آثار موسيقي داناني همچون بتهوون ، موتسارت و ... اشاره کرد که هنوز هم آثار آنها در بسياري از کشورها توسط انسان ها مورد استفاده قرار مي گيرد . بنابراين بعد اجتماعي و فرهنگي موسيقي نيز خود بسي زيبا و شگفت انگيز است .

اما موسيقي يک بعد کاملأ اساسي در خود دارد و آن اين است که هميشه از موسيقي به عنوان يک وسيله ارتباطي براي نشان دادن عشق و علاقه ورابطه محبت آميز بين انسانها استفاده مي شود .

احساس همدلي و همزباني ، عشق و محبت و ارتباط عاطفي عاشقانه هميشه از راه موسيقي برقرار شود مي شود . اين فرايندي است که به هيچ وجه نمي توان آن را منکر شد .

پس بنابراين با توجه به آنچه که در زمينه موسيقي و نياز انسان از بعد فردي و اجتماعي به آن گفته شد مي توان چنين نتيجه گيري کرد که انسان با موسيقي زنده است . موسيقي در زندگي انسان هميشه بوده و در تمام مراحل زندگي او پا به پاي وي همراه و همصدا بوده و موجب رسيدن انسان به آرامش و خواسته هاي دروني او شده است . از بعد اجتماعي نيز گستره اي از رويدادها را با خود به ارمغان آورده است .
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 17:26  توسط سارا | 
 

ده گروه پاپ در جشنواره موسيقي داوري مي‌شوند (1386/09/18)
در بخش موسيقي پاپ بيست و سومين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر 7 گروه تهراني و 3 گروه شهرستاني به رقابت با يكديگر مي‌پردازند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي دفتر موسيقي،پس از 9 سال براي اولين بار در اين دوره از جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر شاهد حضور بخش پاپ هستيم كه در اين بخش 10 گروه مورد ارزيابي و داوري قرار مي‌گيرند.

در جشنواره امسال دو گروه موسيقي پاپ بانوان نيز حضور دارند كه قرار است سوم دي ماه در تالار وحدت به اجراي برنامه ويژه بانوان بپردازند.همچنين در بخش رقابتي موسيقي پاپ گروه پاپ صفحه از مشهد باربد از گرگان، اكسير از شيراز و گروه‌هاي علي شمس، آرشاما، درخشش، آكسان و بهراد نيز از تهران شركت دارند.

گروه های موسیقی شاخص از جشنواره بازماندند (1386/09/17)
آثار رسیده به جشنواره در بخش سنتی از کیفیت خوبی برخوردار است اما به دلیل تعلل در دعوت گروه های موسیقی شاخص بسیاری از افراد از حضور در بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر بازماندند.

ارفع اطرایی داور بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر با بیان این مطلب درگفتگو با خبرنگار مهر گفت : حدود 54 گروه در بخش سنتی تلفیقی برای حضور در بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر اعلام آمادگی کرده اند که پس از بازبینی آثار براساس معیارهای تعیین شده در بخش رقابتی جشنواره و برمبنای تازگی قطعات و نوع اجراها 25 گروه را در نهایت انتخاب کردیم و بدون اغراق باید اعتراف کنیم که کیفیت آثار به لحاظ علمی و اجرایی بسیار بالا بود .

وی در ادامه در خصوص روند برگزاری جشنواره گفت : یکی از امتیازهای جشنواره موسیقی فجر این است که کامبیز روشن روان برای سال دوم به عنوان دبیر انتخاب شده است و به نظرمن چنین انتخابی درراستای پیشبرد سیاست گذاری و برنامه های سال گذشته مفید و کارساز است و به جرات می گویم آنچه از مجموع آثار در بخش سنتی و تلفیقی شنیدیم از لحاظ انتخاب گروه های موسیقی و شیوه اجرای آثار شایسته جشنواره بین المللی موسیقی فجراست.

این مدرس دانشگاه با اشاره به گروه های حاضر در بخش جنبی جشنواره گفت : حضور گروه های ممتاز و افراد شاخص در بخش جنبی جشنواره موسیقی فجر باعث اعتباربخشیدن به جشنواره موسیقی فجر شده و از سوی دیگر فرصت مناسبی برای گروه های موسیقی شهرستانی که اغلب از هنرمندان جوان هستند را نیز فراهم کرده است.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 16:40  توسط سارا |